تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

بزارين زندگي كنن

    ir" target="_blank"> تا بشکن می زدم آی می

    چسبید دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل،پاهام خشک شده،وشگون،بگه عاشقتم نشد

    که بگه،اگه میزد حکما دو روز می خوابیدم یبار گفتم،آقا میشه فرش

    بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم؟گفت:هیس،عاشقی گفتم مادرجون حالا بشکن بزن،بچگي نکردم،بزار خالي شي گفت:حالا ديگه

    دستام جون نداره،نشد،دیگه چی با گوشه چارقدش پاک کردگفت:دلم می خواست عاشقی

     

    کنم،نون بیار کباب ببر ولی دست های

    حاجی قد هیکلم بود،نگفت، حسرت به دلم موند،نشد دلم پر

    می کشید حاجی بگه دوست دارم،انگشتاي خشك شدش رو ب هم فشار داد ولي صدا نداشت

    گفت:ننه انقدر نگين هيس،پیر! پاشو دراز کرد و نگه هیس! به چشمهای تارش نگاه

    کردم،زیر چادر چند و گفت:آخ

    ننه.یه قل

    دوقل،هر چی بود که تموم شد آخیش خدا عمرت بده ننه چقدر

    دوست داشتم کسی حرفمو گوش بده و گفت: می

    دونی ننه،ننه اونقده دلم می خواست یه دمپختک لب رودخونه بخوریم،جوونی هم نکردم یهو پیر شدم،رسیدم به کودکی اش هشتی،

     
    مادربزرگ، گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود،هيس خوب نيست  بزارين زندگي كنن.ir" target="_blank"> و عیال،حسرت ها را ورق زدم،همین

    مونده انگشت نما شم مادربزرگ به یه جایی اون دوردورا خیره شد با این عهد گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها : ,

آمار امروز چهار شنبه 1 آذر 1396

  • تعداد وبلاگ :55488
  • تعداد مطالب :173857
  • بازدید امروز :59358
  • بازدید داخلی :851
  • کاربران حاضر :53
  • رباتهای جستجوگر:291
  • همه حاضرین :344

تگ های برتر