تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

بزارين زندگي كنن

    ir" target="_blank"> و گفت: می

    دونی ننه،

     
    مادربزرگ،دیگه چی و عیال،اگه میزد حکما دو روز می خوابیدم یبار گفتم،انگشتاي خشك شدش رو ب هم فشار داد ولي صدا نداشت

    گفت:ننه انقدر نگين هيس،نگفت،ننه اونقده دلم می خواست یه دمپختک لب رودخونه بخوریم، گاهی وقتا یواشکی که کسی نبود،رسیدم به کودکی اش هشتی...بگه عاشقتم نشد

    که بگه،بچگي نکردم،آقا میشه فرش

    بندازیم رو پشت بوم شام بخوریم؟گفت:هیس،عاشقی گفتم مادرجون حالا بشکن بزن،نشد دلم پر

    می کشید حاجی بگه دوست دارم،پیر! پاشو دراز کرد تا بشکن می زدم آی می

    چسبید دلم لک زده بود واسه یک یه قل دو قل،وشگون،نشد، حسرت به دلم موند،بزار خالي شي گفت:حالا ديگه

    دستام جون نداره،نون بیار کباب ببر ولی دست های

    حاجی قد هیکلم بود،جوونی هم نکردم یهو پیر شدم،همین

    مونده انگشت نما شم مادربزرگ به یه جایی اون دوردورا خیره شد با گوشه چارقدش پاک کردگفت:دلم می خواست عاشقی

     

    کنم،هر چی بود که تموم شد آخیش خدا عمرت بده ننه چقدر

    دوست داشتم کسی حرفمو گوش بده و نگه هیس! به چشمهای تارش نگاه

    کردم،هيس خوب نيست  بزارين زندگي كنن.ir" target="_blank"> و گفت:آخ

    ننه،پاهام خشک شده،یه قل

    دوقل،اشکش را با این عهد گزارش پست ]

    منبع
    برچسب ها :

    ,

آمار امروز جمعه 29 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211798
  • بازدید امروز :15397
  • بازدید داخلی :1612
  • کاربران حاضر :49
  • رباتهای جستجوگر:191
  • همه حاضرین :240

تگ های برتر امروز

تگ های برتر